مجموعة مؤلفين

297

پنج سفرنامه يا سفر به اقليم عشق ( فارسى )

باران سر كرد ، لباس بارانى خواسته ، پوشيديم ، آمديم تا صحنه خانه حسين خان منزل كرديم . با آقا سيد جواد رفتيم قدرى تماشاى باغات و سبزه را نموده ، بسيار فصل خوبى بود . مراجعت به منزل [ نموده ] ناهار صرف شد . بعداز ناهار خوابم نبرد . باران هم سخت مىآمد . قدرى مطالعه كتابچه را نموده ، مطالب مراجعت از سامره كه مانده بود ، او را با خط خودم تفصيلى از بى نظمى ايران و خرابى ايران نوشته ، دو سه صفحه مطلب نوشتم . بازهم مىباريد ، تا مغرب اتاق هم چكه مىكرد ، بعضى از فرش‌ها را برچيده با ميرزا محمود و آقا سيدجواد ، مشغول صحبت تا سه ساعت از شب گذشته مشغول صحبت شده [ 122 ] امروز كه چهارشنبه 20 شهر صفر است ، بايد برويم به منزل كنگاور ، صبح سر دسته برخاسته ، باران مىباريد ، بنه حركت كرد ، سوار شده ، رانديم به طرف منزل . بين راه فرنگى را ملاقات نموده ، كه سوار اسب عربى بود ، ايشان عقب مانده ، ما آمديم ، چهار ساعت از دسته گذشته ، وارد كنگاور شده و همه راه باران مى باريد . بالاخانه همه ساله ، منزل كرده بوديم ، منزل كرديم . ناهار را گرم كردند ، نان سنگك خريده ، آوردند . ناهار صرف گرديد . باز مىباريد . كرسى كوچكى براى بنده آوردند ، گذاشتند ، نشستيم زيركرسى ، قدرى استراحت كرده ، تا غروب آفتاب [ باران ] مىباريد ، غروب آفتاب ، باران موقوف شد . طرف عصر ، قدرى در بازار گرديده ، چون مىباريد ، برچيده به منزل آمديم . حساب كاه و جو و همه لوازمات و هيمه و لوازمات را دادم . كربلائى محمد كنگاورى چند دانه نان شير و شكرتعارفى آورد ، قدرى صحبت كرديم . برخاست رفت ، شب را هم با آقا سيد جواد و حضرات مشغول صحبت شده ، چهار ساعت از شب گذشته ، شام صرف شد . امروز كه پنج شنبه 21 شهر صفر است ، بايد برويم به منزل اسد آباد ، صبح زود برخاسته ، نماز خوانده ، چاى صرف شد . بنه حركت كرد . سوار شده به طرف اسدآباد آمده ، باران سخت مىباريد ، راه گل زيادى بود كه به سختى به منزل آمده ، چهار ساعت و نيم از دسته گذشته ، وارد اسد آباد شديم . [ 123 ] به منزلى كه همه ساله منزل مىكرديم ، منزل كرديم . ساعتى گذشته ، ناهار صرف شد . بعداز ناهار بنه رسيد ، اتاقى فرش كردند . هوا باز شد . كرسى براى اينجانب گذاشته ، هوا قدرى سرد بود . طرف عصر ، اخوى نواب مرآت السلطان به ديدن آمد ،